خانه / نویسندگان جوان / یک روز پر ماجرا

یک روز پر ماجرا

فصل چهارم داستان قدرت نهان با نام یک روز پر ماجرا در سایت قرار گرفت.

این داستان زیبا به قلم حسین قاسمی یکی از بهترین کاربران زندگی خوب نوشته می شود.

قسمتی از داستان: “چوبی یکدست سیاه که انگار نوری به سیاهی شب تولید می کرد با هفت رگه سفید که از بالای عصا تا نصف ان می درخشید و نقوش بسیاری با هفت رنگ مختلف که به عصا ظاهر ترسناکی داده بودند روی چوب ایجاد کرده بود .در بخش بالایی عصا یک کریستال وجود داشت که به همه رنگی می درخشید.آریا برای ثانیه ای فکر کرد که اگر ابی بود قشنگ تر بود و در کمتر از ثانیه ای رنگ چوب به ابی تغییر پیدا کرد و انگار که کریستال در حال سوختن است, جلوه ان را دو برابر کرده بود.
اریا عصایش را در بین زمین و هوا برداشت و این مساوی بود با غیب شدن چوبدستی و منفجر شدن دروازه و نور طلایی اما این انرژی بر روی آریا تاثیری نداشت اما آریا به شکل عجیبی از ان ارتفاع افتاد و محکم با زمین برخورد کرد”

برای دانلود،  بحث و بررسی و گفتن نظرات خود پیرامون داستان کلیک کنید

2 دیدگاه

  1. سلام.داستانتون خیلی عالی بود.ممنون. امیدوارم به خاطر ادامه اش زیاد منتظرمون نذارید.بازم ممنون…

  2. سلام.خواستم ضمن عرض سلام و خسته نباشید به یه موضوعی بپردازم.شما توی ص1 این جلد میگین که “روزی که هفت سالش شده بود و بعد از صحبت از طریق نامه مخصوص با پدربزرگ هایش و سارا
    وقتی که می خواست بخوابد” یعنی او در چین و در معبد است اما در ص2 و در ادامه همین بحث پدر بزرگش صداش میزنه و میگه “آریا بیا ناهار اماده است،باید سریع تر بریم چوب دستی هامون رو بخریم راستی پدربزرگ آرین گفت بقیه
    وسایل رو خودش تهیه می کنه” لطفا این موضوع اصلاح بشه. موفق و پیروز. خدانگهدار

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*