کاربران برچسب زده شده

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از 41 به 42 از 42

موضوع: علت محبوبیت هیتلر؟لطفاپاسخ دهید.

  1. ehsandx آواتار ها
    ehsandx
    Aug 2013
    35
    امتیازها
    432
    سطح
    4
    امتیازها: 432, سطح: 4
    تمام شدن سطح: 82%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 18
    فعالیت کل: 0%
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 6 تاپیک

    علت محبوبیت هیتلر؟لطفاپاسخ دهید.

    علت محبوبیت هیتلر؟لطفاپاسخ دهید.
    بيستم آوريل ۱۸۸۹ ميلادي زادروز مردى است که کمابيش نامش را شنيده ايم ودر مورد او حرف و حديثهاى بسيار زيادى زده شده و در آينده نيز زده خواهد شد.
    آدولف هيتلر مردى است که جهان را لرزاند و به اعتقاد بسيارى دنيايى که امروز در آن زندگى مى کنيم ساخته و دست پرورده اوست؛ دنيايى که چه از نظر نظامى و چه از نظر ارتباطات و از نقطه نظرهاى ديگرى چون پزشکى ، فرهنگى ، اقتصادى ، علمى و حتى تفريحى بى تاثير از او نبوده و نمى تواند باشد.

    در اينجا نمى خواهم در مورد خوب يا بد بودن او سخن بگويم چرا که تبليغات دنياى غرب بر عليه او به حدى است که هر کس تا نام او را مى شنود به ياد کوره هاى آدم سوزى ، کشتارهاى وسيع غير نظاميان و جنگ و خونريزى و کشتار مى افتد. در صورتى که واقعيت امر چيز ديگريست واين نکته هيچگاه نبايد فراموش شود که هيتلر براى سه سال متوالى مرد سال اروپا لقب گرفت و جهانيان او را مى ستودند و ملت آلمان او را مى پرستيدند. پس هيتلر را نبايد به صرف يک جنايتکار جنگى نگريست ، هر چند که جنايتکار جنگى را نيز بايد بيشتر مورد بررسى قرار داد. در هر جنگى جنايت رخ مى دهد و کشته شدن بيگناهان منفک از جنگ نمى باشد. آيا مى توان باور کرد که هيتلر به تنهايى دست به اين همه جنايت زده باشد و متفقين جوابى به اين جنايتها نداده باشند.
    در دادگاه نورنبرگ که براى محاکمه جنايتکاران جنگى برگزار شده بود هيچ وکيل مدافعى از او دفاع نمى کرد و تنها دادستانهاى غربى بودند که او را محکوم مى کردند و شاهدينى بودند که همگى دست نشانده متفقين بودند و براى اثبات صحت و يا سقم مطالبشان هيچ بررسى جدى بعمل نيامد.
    در جايى ديدم که شخصى در جايگاه شهود ادعا کرده بود که در کارخانه اى کار مى کرده که در آن توسط روغن برگرفته شده از انسانهايى که سوزانده مى شدند نوعى صابون درست مى کرده اند و تنها مدرکش قالب صابونى بود که روى ميز قاضى دادگاه وجود داشت. حال در مورد اينکه آن صابون مورد آزمايش قرار گرفته يا خير هيچ مدرکى در دست نمى باشد.
    هيتلر مى گويد:
    ... به هيچ وجه مهم نيست ، وقتى ما فاتح شديم هيچکس در اين باره سوالى نخواهد کرد.
    آرى ، مانند اين است که او تمامى اين روزها را پيش بينى کرده بوده است و پس از جنگ ، هنگامى که متفقين به پيروزى رسيده بودند هيچ کس آنها را بازخواست نکرد که مثلا آقاى استالين شما چرا در اول جنگ که متحد هيتلر بوديد آن فجايع را در فنلاند بوجود آورديد.

    به هرحال مختصرى از زندگى او:


    بيستم آوريل ۱۸۸۹ ٬دريک غروب بهارى در منطقه سرسبز باواريا ( مرز ميان آلمان و اتريش) ، آلويس و کلارا صاحب فرزندى شدند که نامش را آدولف گذاشتند.


    آلويس هيتلر کارمند اداره گمرک بود و به همين جهت دوست داشت که پسرش نيز راه او را ادامه دهد وکارمند شود. از اين رو با آنکه درآن زمان در وضعيت مالى بدى قرار داشت پسرش را براى تحصيل به مدرسه فرستاد اما آدولف نمى خواست کارمند شود. او کارمند شدن را همتراز اسارت مى دانست و از اينکه بله قربان گوى کس ديگرى باشد متنفر بود. به همين جهت با آنکه پدرش سخت مخالف بود به هنر نقاشى روى آورد. ديرى نپاييد که نخست پدر و سپس مادرش را از دست داد و او مجبور شد که براى ادامه زندگى به تنهايى به وين، پايتخت بزرگ و ثروتمند آن زمان اروپا ، گام بگذارد. او در آنجا روزگار سختى را پشت سر گذاشت. در سال 1914 يعنى درست در سالى که جنگ اول جهانى رخ داد به آلمان هجرت کرد و چون تعصبات ملى قويى داشت به جبهه اعزام شد و آن طور که دوستانش مى گويند رشادتهاى زيادى از خود نشان داد تا آنجا که به مدال صليب شجاعت که تا آخر عمر با افتخار به گردن مى آويخت نائل گشت.
    به سبب جراحتهاى جنگ در بيمارستان بسترى بود که خبر شکست آلمان را به گوشش رساندند. اين تلخ ترين خبرى بود که تا آن زمان شنيده بود و او را منقلب نمود.او سياستمداران را مسببين اصلى اين شکست مى دانست و به همين جهت بود که نسبت به حکومتى که آنان بنام جمهورى وايمار تشکيل دادند هيچگاه خوشبين نبود.
    پس از جنگ او در قسمت تبليغات ارتش به کار مشغول شد تا زمانيکه وارد حزب کارگران آلمان گشت. اين همان حزبى است که بعدها بنام حزب ناسيونال سوسياليسم آلمان بزرگترين حزب آلمان گرديد.


    حزب کارگران حزبى کوچک و متشکل از نهايتا 10 عضو و تعدادى هوادار بود. اما با مديريت، فعاليت و کوششهاى آدولف هيتلر و همچنين ابداعاتش از قبيل ساختن پرچم و سرود براى حزب و نيز برگزارى جلسات حزبى در اماکن مطرح و همچنين تاسيس روزنامه برا ى حزب رفته رفته تبديل به حزبى بزرگ شد تا آنجا که دست به يک کودتا زدند که بعدها بنام کودتاى آبجوفروشى مشهور شد. کودتايى که در آن هيتلر و ديگر افراد حزب بر عليه دولت جمهورى براه انداختند. اما به سبب خامى او و همکارانش در اين راه با شکست مواجه شدند و نه تنها همگى را به زندان افکندند بلکه حزب تعطيل و غير قانونى اعلام و از هرگونه فعاليتى منع گرديد.


    هر کس ديگرى بود دست از کار مى کشيد و يا حداقل در زمانى که در زندان بود حرکتى نمى کرد اما اين شخصيت خارق العاده دست به يکى از بزرگترين اعمال خويش زد... نوشتن کتاب نبرد من .
    کتاب نبرد من بعدها بعنوان کتاب مقدس نازيها ( اعضاء حزب ناسيونال سوسياليسم ) درآمد که در آن ريشه هاى فکرى رايش سوم بيان گرديده است. رايشى که بزرگترين امپراتورى آلمان لقب گرفت.
    پس از آزادى او با دولت توافق نمود که بر عليه آنان حرکتى انجام ندهد و اينچنين بود که بار ديگر حزب را رو به جلو به پيش راند.
    حزب نازى به علت نبوغ سياسى هيتلر به سرعت حزب اول آلمان شد و در پارلمان اکثريت کرسيها را به خود اختصاص داد بطوريکه هرمان گورينگ يکى از نزديکترين ياران هيتلربه عنوان رئيس پارلمان انتخاب گرديد.


    سرانجام در 30 ژانويه 1933 ژنرال هيندنبورگ رئيس جمهور سالخورده آلمان آدولف هيتلر را به عنوان صدراعظم آلمان برگزيد و اين لحظه تاريخى آغاز رايش سوم مى باشد.
    هيتلر پس از به قدرت رسيدن به سرعت وضع اقتصادى آلمان را بهبود بخشيد و با اينکه در پيمان ورساى آلمان حق داشتن نيروى نظامى را نداشت با نيرنگ يک نيروى نظامى براى آلمان آفريد که تا آن زمان بى سابقه بود.
    پس از آن اتريش را الحاق خاک آلمان کرد.اتريش پس از جنگ اول جهانى بسيار ضعيف شده بود و هيچ نشانى از شکوه و عظمت گذشته را نداشت ، به همين سبب مردم مشتاقانه به الحاق کشورشان به آلمان قدرتمند راى مثبت دادند. اين واقعه به آنشلوس معروف است.


    بدين ترتيب هيتلر در 14 مارس 1938 پيروزمندانه و در حالى که به ابراز احساسات مردم که مشتاقانه براى ديدنش صف کشيده بودند پاسخ مى گفت وارد وين ، شهرى که روزگارى در آن زندگى سختى را سپرى کرده بود ، گرديد.
    پيمان ورساى يکى از ذلت بارترين پيمانهايى بود که پس از جنگ اول جهانى و در پى شکست آلمانها بر ملت آلمان تحميل گرديده بود و هيتلر سوگند خورده بود که اين پيمان را براندازد. از جمله مفاد اين پيمان دادن سرزمينهايى از آلمان به لهستان بود و چون آلمانيها، لهستانيها را ملتى پست تر از خود مى دانستند اين امر برايشان بسيار گران مى آمد. بدين سبب به دستور هيتلر در سپيده دم اول سپتامبر 1939 لشکريان قدرتمند ورماخت (ارتش آلمان ) مانند سيل از مرز لهستان عبور کردند و از شمال و جنوب و مغرب به سوى ورشو پيش راندند. انگلستان و فرانسه که در آن زمان جزو هم پيمانان لهستان بودند، پس از اين واقعه به آلمان اعلام جنگ کردند واين آغاز جنگ دوم جهانى، بزرگترين جنگ تاريخ بشرى ، بود.
    نبوغ نظامى هيتلر به صورتى بود که همه جهان را به شگفتى واداشته بود. با تدابير نظامى اين مرد لهستان، دانمارک، نروژ،هلند ، بلژيک و سپس فرانسه به سرعت به اشغال نيروهاى آلمانى درآمد.


    هيتلر انگلستان را جزء لاينفک تمدن اروپا مى دانست و در هر لحظه از جنگ براى صلح با انگلستان اقدام مى کرد اما انگليسيها که مردمى متکبر بودند حاضر به صلحى که کمتر از تسليم نبود نمى شدند و تا آخرين نفس دلاورانه با آلمانها جنگيدند.
    هيتلر که نه مى خواست انگلستان را از بين ببرد و نه مى خواست قدرت ارتش خود را کاهش دهد از ادامه جنگ در غرب منصرف شد و رويش را به طرف شرق ، يعنى روسيه ، برگرداند.
    در ساعت 3:30 بامداد 22 ژوئن 1941 ارتش آلمان طى عملياتى موسوم به بارباروسا به روسيه شوروى حمله کردند. در ابتدا سرعت ارتش بسيار بالا بود و در همان آغاز عمليات قسمتهاى بسيارى از خاک روسيه را به تصرف خود درآوردند.هيتلر و ساير فرماندهانش اينچنين مى پنداشتند که کار روسيه تا قبل از پائيز به اتمام خواهد رسيد و همين ، بزرگترين اشتباه ، او بود.
    در زمستان سرد آن سال روسيه، ارتش آلمان ، بعلت نداشتن تجهيزات کافى براى نبرد زمستانى با آنکه تا دروازه هاى مسکو رسيده بود، بعلت مقاومت سرسختانه مردم و ارتش روسيه، مجبور به عقب نشينى شد و اين آغاز پايان بود.
    پس از ورود آمريکا به جنگ جهانى دوم که توسط ژاپن صورت گرفت ، روح تازه اى در قواى متفقين دميده شد و جنگ وارد مرحله جديدى گرديد.
    سرانجام با توافقى که توسط سران سه کشور انگلستان،روسيه و آمريکا يعنى چرچيل، استالين و روزولت انجام گرفت ، متفقين از شرق و غرب به سمت آلمان يورش بردند و توانستند ارتش آلمان را به زانو درآورند.


    هيتلر تا دقايق آخر مقاومت کرد و چون ديگر هيچ نيرويى براى جنگيدن نداشت براى آنکه جسدش به دست دشمنانش نيفتد دستور داد جسدش را بسوزانند و پس از اين دستور با شليک تپانچه به زندگى پر فراز و نشيب خود پايان داد.
    اما جنگ جهانى دوم ، جداى از تبعات منفى ، آثار مثبتى نيز بر جاى گذاشت که امروزه بشراز آنها بهره مند است. اصولا انسانها در مواقعى که ضرورت ايجاد کند دست به کارهاى بزرگى مىزنند و رشد سريع علم و دانش بشرى و پيشرفت فوق العاده تکنولوژى که به علت رقابت شديد نظامى بوجود آمد از جمله اين آثار است.
    از ديگر مواردى که در دنياى پس از جنگ بوجود آمد و مستقيما به اين جنگ مربوط ميشود مى توان از تشکيل سازمان ملل متحد، بوجود آمدن بلوک شرق و غرب و دو قطبى شدن جهان و دهها موارد ديگر را نام برد که هنوز هم مى توانيم اين موارد را ببينيم.
    اما اگر هيتلر پيروز مى شد ما يقينا در دنياى ديگرى زندگى مى کرديم و شايد اين همه کشت و کشتارهايى که پس از اين جنگ در سرتاسر جهان به بهانه هاى گوناگون شکل گرفته و مى گيرد بوجود نمى آمد............ و باز هم شايد ... شايد ايران خوشبخت تر از آنى که هست مى بود.



    اما داستاني ديگر از هيتلر:
    اوا براون عشق هميشگي آدلف هيتلر
    اوا براون دختر نجيب و زيباي بود كه در روز 6 فوريه سال 1912 در شهر شلوغ مونيخ متولد شد او عاشق آلمان و حزب نازي بود اين باعث شده بود كه هنگامي كه هيتلر رهبر حزب مي آمد به عكاسخانه ايي كه او در آن كار مي كرد بيايد همه تلاش خود را مي نمود تا بهترين و زيباترين عكس ممكن را از او بگيرد او مي خواست در خطوط چهره آدلف هيتلر قدرت آلمان و عشق به سرزمين مظلومش كه پس از جنگ جهاني اول دچار بحران و هزار مصيبت ديگر بود و مجبور بود طبق عهد نامه ورساي خراج به انگليس و فرانسه بپردازد را نشان دهد او در هيتلر اين توان را مي ديد كه او مي تواند كشورش را نجات بخشد . با اين كه هيتلر هنوز شناسنامه آلماني نداشت او شيفته اين مرد اتريشي شده بود .


    در سال 1932 هيتلر شناسنامه آلماني گرفت و به تابعيت آلمان درآمد آلماني كه به خاطر آن پانزده سال قبل در جنگ جهاني اول در جنگ اول جهاني در جبهه فرانسه به مدت يك سال كور و زخمي شد .
    همان سال هيتلر هنگامي كه اوا براون فقط 20 سال داشت از او خواست كه با هم زندگي كنند. اين در حالي بود كه هيتلر در آن زمان 43 سال داشت .

    اوا با وجود مخالفت پدرش فريدريش براون پيشنهاد آدولف هيتلر را عاشقانه پذيرفت و از آن پس تا آخرين لحظه عمر در كنار او زندگي كرد.
    يك سال بعد در ژانويه 1933 هيتلر پس از پيروزي در انتخابات به صدر اعظمي رسيد و كابينه خود را با همكاري حزب دست راستي آلمان تشكيل داد. پس از اندكي با مرگ هيندنبورگ رئيس جمهور آلمان شد .
    گرماي عشق اوا براون قلب زخمي هيتلر از عشق ناكام گذشته ژلي روبال ، گرمايي دوباره بخشيد او تواناست دوباره استواري و اقتدار سياسي و مبارزاتي خويش را بدست بياورد .

    هيتلر پس از به قدرت رسيدن هرگز اوا براون رادر امور دولتي و سياست دخالت نمي داد و به ندرت در مراسم او را به همراه خود مي*برد و عملا اوا در سايه هيتلر زندگي مي كرد.

    اوا براون اغلب به اسكي و يا دوختن لباس براي عشقش مي پرداخت و پناه آخر آدلف بود . اين مسير را تا آخرين لحظه عمر ادامه داد .





    در هنگامي كه سقوط برلين نزديك شده بود، هيتلر مايل نبود اوا براون را به همراه خود به پناهگاه زير زميني ببرد، اما اوا اصرار كرد كه مي خواهد در كنار او بميرد.

    اوا 13 سال همسر غير رسمي هيتلر بود .هيتلر در روز 29 آوريل سال 1945 در مراسمي ساده كه در پناهگاه زير زميني و با حضور تعداد اندكي از جمله جوزف گوبلز ، وزير تبليغات آلمان نازي و همسرش برگزارشد* ، به طور رسمي با اوا براون ازدواج كرد و روز بعد هر دو خودكشي كردند و اجساد آنان را در كنار هم آتش زدند تا به دست سربازان شوروي نيفتند. با وجود اين ، سربازان شوروي بقاياي اجساد نيمه سوخته آنها را به دست آوردند.

    در روز 30 آوريل سال 1945 كه پناهگاه هيتلر در شهر برلين از نزديك زير آتش ارتش سرخ بود، هيتلر با تپانچه خود خودكشي كرد و اوا در همان لحظه با خوردن سيانور روح عشقش را يك لحظه هم تنها نگذاشت گوبلز وزير فرهنگ رژيم نازي طبق وصيت هيتلر پس از مردن آن دو ، اجساد آنها را در گودالي كه از پرتاب بمب هاي متفقين پديد آمده بود آنها را با بنزين سوزاند و سپس خود همسر و فرزندانش به شكل دسته جمعي خودكشي كردند .

    اوا براون هنگام مرگ فقط 33 سال داشت او فقط مدت 24 ساعت همسر رسمي عشقش بود.

    نام اوا براون زني كه تنها 24 ساعت همسر قانوني آدولف هيتلر بود در كنار نام او در تاريخ ثبت شد . اوا براون دختري كه همه وجودش براي تعالي آلمان در تب و تاب بود در تمام سالهايي كه هزاران جنايت و انگ انگليس و اسرائيل و آمريكا به هيتلر چسباندن نامش پاك ماند . چون قلب او سپيد و پاك بود به قول متفكر فاخر حال حاضر كشورمان ارد بزرگ : ستايشگران ميهن مردان و زنان آزاده اند . اوا براون ستايشگر كشورش بود و در اين راه تا آخر راه را پيمود و براي همين امروز محبوب صدها ميليون آدم ميهن ميهن پرست در سرتاسر جهان است .

    چند نكته ديگر از زندگي اوا براون :

    نام كامل او " اوا آنا پائولا براون " است .

    اوا به درس خواندن علاقه اي نداشت چون كتابهاي تحصيلي شان را سراسر توهين به تاريخ كشورش مي ديد ( كتابهاي درسي مردم آلمان توسط كشورهاي پيروز جنگ جهاني اول نوشته شده بود ) و نهايتا در سال ۱۹۲۹ مدرسه را ترك كرد. پدرش به اين مساله واكنش شديدي نشان مي دهد و در خانه مقررات به مراتب دست و پاگيرتري را به اجرا مي گذارد.
    تنگناي مالي باعث شد اوا براون در يكي از عكاسخانه هاي مشهور به نام هوفمن مشغول به كار گردد و در اين عكاسخانه اوا براي اولين بار با آدولف ملاقات مي كند.
    پدرش معلم و مادرش خانه دار بود. پدرش فردريش فريتز براون و مادرش فرانزيسكا فاني كرانبرگر از خانواده هاي محترم ساكن منطقه باواريا بودند .
    اوا براون دو خواهر ديگر بنامهاي ايلزه و مارگارت داشت و فرزند دوم به حساب مي آمد .
    پدر اوا هميشه در آرزوي داشتن يك پسر بود و قبل از تولد او نام پسرش را رودلف انتخاب كرده بود .زندگي پنج نفره آنها بسختي اداره مي شد اما پس از مدتي با ارثيه اي كه از طرف يكي از اقوام به آنها تعلق گرفت صاحب زندگي نسبتا مرفهي شدند .
    ویرایش توسط ehsandx : 06-06-2014 در ساعت 04:10 PM
    تشکرها jey, Arsham, portgas.d.ace, بازی خور, *ReZa*, volkan1, *HoSsEiN*, niluphar755, Siamak.khatibi از این پست تشکر کرده اند
    #1 ارسال شده در تاريخ 06-06-2014 در ساعت 03:05 PM

  2. Gaby آواتار ها
    Gaby
    Sep 2015
    36
    امتیازها
    384
    سطح
    4
    امتیازها: 384, سطح: 4
    تمام شدن سطح: 34%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 66
    فعالیت کل: 0%
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 1 تاپیک
    یجایی خوندم که هیتلر میخواست نقاش بشه
    #41 ارسال شده در تاريخ 09-03-2018 در ساعت 09:47 PM

  3. SNAKE BIG آواتار ها
    SNAKE BIG
    Sep 2018
    بهشت بیرونی
    18
    امتیازها
    1
    سطح
    1
    امتیازها: 1, سطح: 1
    تمام شدن سطح: 0%, میزان امتیاز صعود به سطح بالا: 1
    فعالیت کل: 0%
    یاد شده
    در 0 پست
    برچسب زده شده
    در 0 تاپیک
    من گمان میکنم علت اینهمه محبوب بودن هیتلر اقتدار و شخصیت کاریزماتیک اون بوده. هیتلر با وجود اینکه یک جنایتکار خیلی بزرگه ولی بسیار باهوش و مقتدر بوده.
    THE MAN WHO SOLD THE WORLD
    #42 ارسال شده در تاريخ 10-11-2018 در ساعت 03:43 PM

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

Designed With Cooperation

Of Creatively & VBIran

Single Sign On provided by vBSSO