• دسته‌ها
    • هیچ دسته‌ای پیدا نشد
خانه / نویسندگان جوان (برگه 2)

نویسندگان جوان

قسمت دوم فصل صفر رمان سایه های نفرین شده

قسمتی از داستان سایه های نفرین شده: نیکول که شوکه شده بود، سرش را تکان داد و همانطور که به طرف جاستین می دوید، فریاد زد : ” جاستین!! ” جاستین فورا به عقب برگشت و به سرعت شروع به دویدن به سمت نیکول کرد، اما درست در همین لحظه پایش به قطعه سنگ بزرگی گیر کرد و روی زمین ...

ادامه مطلب »

فصل صفر رمان سایه های نفرین شده

نام اثر : سایه های نفرین شده نویسنده : آتوسا ژانر اثر : ترسناک، معمایی، مرموز، فانتزی خلاصه : نیکول فونیکس در زندگی خود شاهد حوادث وحشتناکی بود ولی توانست به تک تک آنها پشت کند و زندگی جدیدی را برای خود بسازد. در کنار نامزدش، جاستین، نیکول خوشبخت ترین انسان روی زمین است چرا که دیگر نیازی نیست آنچه ...

ادامه مطلب »

خیزش، جلد اول دوگانه ی آخر زمان

خیزش« resurrection »جلد اول از دوگانه آخر الزمان در ۳۰۰۰ هزار سال پیش شیاطین به زمین هجوم آوردند . پس از سالها ویرانی بالاخره آتیس محافظ زمین از خواب برخاسته و با کمک اجنه به مقابله با انان شتافت و آنان را شکست داد . پیش از مرگش پیشگو پیش بینی کرده بود که در چند صد سال آینده شیاطین ...

ادامه مطلب »

فصل سوم برج های سه گانه ی کبوتران

فصل سوم از رمان “برج های سه گانه ی کبوتران” توسط Annahita، یکی از کاربران وبسایت زندگی خوب نوشته شد. این رمان که یکی از اولین رمان هایی است که توسط این نویسنده نوشته شده با سادگی و زیبایی خاصی ماجرا را بیان می کند. خلاصه ای از این فصل: سفر دریایی با حمله ی ، ماه دندان ، به پایان ...

ادامه مطلب »

بازی قدرت – فصل ششم

راوینا چشمانش را به آرامی گشود، برای لحظه ای به سقف بالای سرش خیره شد و به اتفاقاتی که در شب گذشته رخ داده بود فکر کرد، دوباره این کار را انجام داده بود، سرش را برگرداند و به هیکل عریانی که کنارش دراز کشیده بود نگاه کرد و لبخند زیبایی زد. در سرزمین میانه: ملکه ی افسونگر برای پیدا ...

ادامه مطلب »

برج های سه گانه کبوتران – فصل دوم

برج های سه گانه ی کبوتران مجموعه ماجرا های کرابو که از خدمتکاران اٌبایدَن است، می باشد. در این بخش از داستان ابایدن در زمان شورش مردم و ناآرامی شهر، خواب عجیبی می بیند. جاودگر تعبیر از ابایدن می خواهد هر چه سریع تر جنازه هیناج – از دوستان ابایدن که به تازگی از دست داده است – را به ...

ادامه مطلب »

بازی قدرت – فصل پنجم

مردی چهارشانه با ردایی بزرگ و دوخته شده از پوست گوزن در برابر پادشاه زانو زده بود، موهایی کوتاه و مشکی، ریشی نسبتا بلند و ابروانی پرپشت داشت، ۵۰ ساله به نظر می رسید، لباس هایش بسیار فاخر و گران بها بودند و به خوبی نشان می دادند که او یک نجیب زاده است، چهره ی مرد بسیار عصبانی بود ...

ادامه مطلب »

بازی قدرت – فصل چهارم

آنومئاس درون سیاهچال نشسته بود و انتظار می کشید. جوان تنومند و بسیار زیبایی بود، موهایی سیاه، مجعد و بلند داشت، ابروانش پرپشت و چشمانش مشکی بودند، دماغش متناسب با فرم صورتش بود و پوستی سفید و شفاف داشت… در سرزمین میانه: ملکه ی افسونگر برای پیدا کردن تنها بازمانده ی نسل خون های اصیل ( دختری با خونی خالص ...

ادامه مطلب »

بازی قدرت – فصل سوم

ایناروس خونین بر نشیمن گاه خود در قصرش نشسته و از مجلس بزمی که برای او برپا شده بود لذت می برد، انواع و اقسام میوه ها، غذاها و نوشیدنی های مختلف بر روی میزی در روبرویش قرار داشت، چند زن رقصنده و نیمه عریان در مقابلش رقص گرمی را به نمایش گذاشته بودند و چند تن دیگر چنگ می ...

ادامه مطلب »

بازی قدرت – فصل دوم

باورم نمیشه، چند بار باید بهتون بگم که اجازه ندارید با هم مبارزه کنید؟؟؟ من واقعا تعجب می کنم، شماها دیگه بچه نیستید، بزرگ شدید و باید این کارهای احمقانه را کنار بگذارید، لاویا یه نگاهی به صورت برادرت بنداز، ممکن بود آسیب جدی تری به هم وارد کنید، نگرانی از تلمانی ها برام کافی نیست که حالا باید نگران ...

ادامه مطلب »
bigtheme
Single Sign On provided by vBSSO