خانه / نویسندگان جوان / فصل پانزدهم و شانزدهم داستان مقاومت در برابر جادوی سیاه

فصل پانزدهم و شانزدهم داستان مقاومت در برابر جادوی سیاه

فصل پانزدهم و شانزدهم داستان مقاومت در برابر جادوی سیاه به قلم هانیه یکی از کاربران سایت زندگی خوب منتشر شد.
قسمتی از داستان: باد تبدیل به گردباد شد و دور من چرخید. شن های ریز خاک توی باد مخلوط بودن و بعضی وقتها به پشتم شلاق می زدن. باد کم کم زیر انگشتام حالت آب گرفت و هر سه تا عنصر تحت تسلط من در اومدن.
دو تا دستم رو کنار هم قرار دادم تا نیرومو متمرکز کنم.
تمرکز کردم و تمرکز کردم.
و بعد با فشاری ناگهانی نیرومو به صورت دایره ای پخش کردم.
صدای زنگ توی گوشم پیچید. نیرو روی من هم تأثیر گذاشته بود. من یادم رفته بود تا بگم “از من هم محافظت کنید” .
آخرین صدایی که شنیدم، صدای تیک تاک ساعت بود.

برای دانلود دو فصل جدید کلیک کنید
برای بحث و بررسی و گفتن نظرات خود پیرامون داستان کلیک کنید

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*