خانه / نویسندگان جوان / فصل هفتم از داستان هدیه شوم

فصل هفتم از داستان هدیه شوم

با سلام

فصل هفتم از داستان هدیه شوم به قلم امیر افکاری در سایت قرار گرفت

“سوار بر اسبش بر بلندای تپه ای ایستاده بود و به اتفاقاتی که در زیر پایش در جریان بود نگاه می کرد. خورشید هنوز طلوع نکرده بود و نورش را بر زمین ارزانی نکرده بود.

زره ای خاکستری از جنس چرم بر تن داشت که با صفحات فلزی صیقل داده شده آراسته شده و روی سینه ی آن  نقش یک درخت هک شده بود. درختی که در آتش میسوخت…..”

برای دانلود فصل هفتم کلیک کنید

برای بحث و و بررسی و گفتن نظرات خود پیرامون داستان کلیک کنید

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*