خانه / مقالات / معرفی و بررسی “بخشنده” اثر لوییس لوری

معرفی و بررسی “بخشنده” اثر لوییس لوری

لوییس آن هامرزبرگ که آثارش را با نام لوییس لوری منتشر می کند، نویسنده آمریکایی و پدید آورنده آثار بی شماری برای کودکان و نوجوانان است. او یک بار در سال ۱۹۹۰ برای کتاب Number the Stars و بار دیگر در سال ۱۹۹۴ برای کتاب Giver  که در ایران با عنوان” بخشنده” چاپ و منتشر شده است، برنده جایزه نیوبری شده است.

لوییس لوری در ۲۰ مارس ۱۹۳۷ در هونولولو در هاوایی زاده شد پدر لوییس دندانپزشک ارتش بود. پیشه پدر سبب شد سفرهای در دوران کودکی بسیار سفر کند. خواهر بزرگ لوییس در سن ۲۸ سالگی در سال ۱۹۶۲ درگذشت و این رویداد موضوع کتاب اول وی با عنوان A Summer to Die شد .لوری معتقد است فرزند وسط بودن این حسن را برای او داشت که بتواند به علائق خودش بپردازد. لوری در سال ۱۹۵۴ وارد دانشگاه براون در نیویورک شد ولی در همان سال های اولیه و پس از آشنایی و ازدواج با دونالد لوری دانشگاه را رها کرد. او ۴ فرزند شد و پس از بزرگ شدن فرزندانش برای تحصیل در رشته ی ادبیات انگلیسی وارد دانشگاه Maine در پورتلند رفت و در سال ۱۹۷۲ در این رشته دانش آموخته  شد.

لوئیس لوری به عکاسی علاقه داشت و به رایگان عکس های خود را در اختیار روزنامه ها و مجلات می گذاشت. کار رایگان در مجله ی Red Book و نوشتن مقاله در این مجله نظر مثبت سردبیر مجله را به کار او جلب کرد و این سرآغازی برای داستان نویسی اش شد. اولین داستان  گرچه برای بزرگسالان بود، ولی از نگاه یک کودک روایت شده بود و همین موضوع سبب شد سردبیر مجله او را برای نوشتن اولین کتابش A Summer to Die تشویق کند. این کتاب در سال ۱۹۷۷ به چاپ رسید.

در سال ۱۹۹۵ پسرش در یک سانحه هوایی کشته شد و به گفته او مرگ فرزندش بدترین رویداد زندگی اش بوده است، اما این موضوع او را از نوشتن باز نداشته است و می گوید برای گرامی داشتن یاد فرزندم دوست دارم بنویسم و به نوعی با کسانی که آسیب هایی از این دست می بینند، همراهی و همدلی کنم.

داستان های لوری هم شاد و سرگرم کننده هستند و هم جدی و تأمل برانگیز و دارای دیدگاه های انتقادی درباره دنیایی که در آن زندگی می کنیم و دنیایی که در حال ساختن آن هستیم. به باور او، گرچه موضوعات کتاب هایش متفاوت اند، همگی دارای یک محور اصلی یعنی ارتباط انسانی هستند.

از آثار لوئیس لوری کتاب Giver با عنوان “بخشنده”، با ترجمه ی کیوان عبیدی آشتیانی و از سوی نشر چشمه و کتاب Gossamer با عنوان “پرنیان و پسرک” با همین مترجم از سوی نشر افق چاپ و منتشر شده است.
کتاب “بخشنده در سال ۱۳۸۰ از جانب نشریه “سلام بچه ها” و به انتخاب بچه ها مورد تقدیر قرار گرفت و کتاب “پرنیان و پسرک” در سال ۱۳۸۷ جایزه کتاب فصل، زمستان ۱۳۸۶ را از آن خود کرد.

 

برخی از کتاب های لوری از جمله “بخشنده” بسیار بحث انگیز بوده اند و بسیاری آن را دارای نگرش دیستوپیایی به آینده بشریت دانسته اند. در ادامه این داستان، دو کتاب بحث انگیز دیگر از او  با عنوان های Gathering Blue در سال ۲۰۰۰ و  Messengerدر سال ۲۰۰۴ به چاپ رسید و کتاب اول به یک سه گانه تبدیل شد.

 

 

به نظر می‌رسد که فیلم «بخشنده» The Giver ، اقتباسی از رمان برنده مدال نیوبری نوشته لوییس لوری، بر بال موفقیت پرفروش‌های پادآرمان شهری سال‌های اخیر مانند بازی‌های مرگبار  The Hunger Gamesو «ناهمتا»  Divergent سوار است. اما در واقع کتاب لوری را می‌توان طلایه‌دار این فرم از داستان گویی- داستان‌های کم عمق و آینده نگرانه- تلقی کرد که از زمان انتشارش در سال ۱۹۹۳ تاکنون بیش از ۱۰ میلیون نسخه فروخته است.

فیلم ساخته شده از روی این رمان- که به خوبی توسط فیلیپ نویس کارگردانی شده و ترکیبی از بازیگران جذاب و مصمم نوظهور و قدیمی در آن ایفای نقش کرده‌اند- به شایستگی موقعیت ممتاز «بخشنده»، به عنوان شروع کننده این ژانر، را منعکس می‌کند. از قضا، پیش از این که مقلدان «بخشنده» به فروش میلیاردی در گیشه دست یابند، همواره پتانسیل «بخشنده» برای تولید یک فیلم پرفروش در گیشه متصور بوده است. این داستان غمناک دوران نوجوانی، که به مراتب از سر و صدای کمتر و خشونت گرافیکی بیشتری در مقایسه با دو فیلم فوق برخوردار است، ظاهراً نسبت به آن‌ها مطیع‌تر و درون گرایانه تر است.

« بخشنده » درباره جامعه ایی آرمانشهری ( اتوپیایی ) است که در آن همه چیز خوب پیش می رود و خبری از مشکلات روزمره زندگی نسل بشر به چشم نمی خورد. در این زمان، انسانها نه غم و غصه ای دارند، نه جنگی دارند که زندگی آنان را به چالش بکشد و نه نگرانی از بابت تامین شدن زندگی شان دارند. این جامعه آرمانشهری بطور کامل غم را از مردم گرفته است و به نظر می رسد که آرامش مطلق این جامعه را فراگرفته باشد اما در عوض، این شهر بطور کامل توسط فردی که رئیس بزرگ خطابش می کنند ( مریل استریپ ) ایزوله شده است بطوریکه هیچکس قادر نیست از چارچوب تعیین شده ای که حاکم آن را معین کرده خارج گردد. در واقع این حاکمان هستند که می گویند شما باید چه نگاه کنید، چه بپوشید و چطور رفتار کنید و بطور خلاصه، چطور روزگارتان را سپری کنید!

اما در این جامعه آرمانی، فردی به نام ” بخشنده ” وجود دارد که وظیفه دریافت و نگهداری خاطرات و واقعیت ها در ذهنش را دارد. این فرد که هم اکنون پیر و سالخورده است ( جف بریجز ) باید یک نوجوان را برای وظیفه « بخشندگی » تحت آموزش قرار دهد و اینجاست که گزینه مطلوبی به نام جوناس ( برنتون توایتس ) برای میزبانی خاطرات به او معرفی می شود تا تحت تعلیم های وی قرار بگیرد. اما جوناس پس از اینکه متوجه این واقعیت می شود که حکومت معنای واقعی زندگی را از بین برده ، ساز مخالفت کوک می کند و …

یکی از نکات مثبتی که در « بخشنده » به چشم می خورد، ترسیم جامعه اتوپیایی به شکلی دقیق و قابل درک برای مخاطبی است که شاید اصلاً هرگز نام کتاب « بخشنده » و لوئیس لوری را نشنیده باشد. یکی از سخت ترین کارهایی که فیلیپ نویس به عنوان کارگردان این فیلم مقابل خود می دید، ایجاد این جامعه عجیب با تمام تفاوت هایش با شرایط زندگی کنونی انسانها بود به شکلی که حتی مخاطبی که کتاب مذکور را هم نخوانده باشد، بتواند چنین جامعه خطرناکی را متصور شده و درک کند. خوشبختانه نویس به خوبی موفق شده تا با بهره گیری از انواع تکنیک های سینمایی اعم از رنگ بندی مُرده فیلم تا نماهای باز اما بدون رنگ و روح و شادی، این جامعه اتوپیایی را به تصویر بکشد. در واقع می توان گفت که « بخشنده » از جهت کارگردانی هنری و فضاسازی و طراحی صحنه بسیار موفق عمل کرده و می تواند هر مخاطبی با هر رده سنی را راضی کند.

« بخشنده » در گام بعدی شخصیت های اصلی داستان را به ما معرفی می کند؛ شخصیت هایی که نوجوان هستند و عاری از هرگونه عشق و علاقه و خانواده و… می باشند. این افراد بی آنکه بدانند معنای زندگی از آنان گرفته شده ( آنها معنای خانواده را درک نمی کنند و عشق را نمی بینند و کاملاً یک ماشین زنده به نظر می رسند ) حول محور یکدیگر در حرکت هستند تا اینکه جوناسِ نوجوان که ناسازگار با محیط پیرامونش می باشد، برگزیده می شود تا تمام واقعیت ها را دریافت کند. خوشبختانه فیلیپ نویس عجله ای برای معرفی شخصیت های نوجوانش به مخاطب نداشته است و اجازه داده تا شخصیت آنها در طول زمان فیلم به مرور شکل بگیرد. این موضوع باعث شده تا مخاطب فیلم همواره منتظر اتفاقات جدیدی درباره این شخصیت ها باشد و در واقع منتظر هرگونه غافل گیری در داستان باشد. این تعلیق هوشمندانه تا لحظات پایانی فیلم به خوبی در داستان مشاهده می شود که بی شک یکی از نکات مثبت فیلم به شمار می رود.

اما در عین حال که باید « بخشنده » را اثری هوشمندانه توصیف کرد که قطعاً مشاوره ها و زمان زیادی برای به تصویر کشیدن این جامعه بی غم صورت گرفته، باید اشاره کرد که در نهایت این داستان قرار هست در برگیرنده دنیای نوجوانان و دغدغه های اصلی ذهن آنان باشد و اثری بزرگسالانه محسوب نمی شود. البته رمان خانم لوئیس لوری در زمان انتشار انتقادات نسبتاً زیادی را بابت محتوای نه چندان مناسبش برای کودکان و نوجوانان به خود دید ( محتویاتی که بسیاری معتقد بودند کودکان و نوجوانان برای شنیدن و دانستن در مورد آن هنوز کوچک هستند ) اما با اینحال قهرمان داستان « بخشنده » نوجوانی است که قرار هست به دل سیستم بزند و آن هم نه بصورت هوشمندانه بلکه تا حد زیادی بر پایه کلیشه های ژانر ” ضد سیستم ” که اینبار با سر و شکلی ” تینیجری ” همراه است.

جوناس در فیلم نماینده قشر نوجوان جامعه می باشد که تمامی کمبود های اجتماعی کنونی را در قالب یک داستان آینده نگرانه متصور شده است و برای جنگیدن و بدست آوردن تمام این کمبود ها ( عشق و خانواده و… ) به مبارزه با سیستم برخواسته است. همانطور که اشاره کردم رمان « بخشنده » در اصل کتابی مخصوص دنیای کودکان و نوجوانان هست و نباید انتظار چندانی از بابت درونمایه های بزرگسالانه از فیلم داشت. این دنیا، دنیای نوجوانان است و قهرمانش نیز نوجوانی خوش قد و قامت است که به قول دوست دخترش به نام فیونا ( اودایا راش ) همه چیز را می داند!

در میان بازیگران فیلم که چهره های مشهور زیادی در آن یافت می شوند، مریل استریپ در نقش رئیس بزرگ بهرحال مریل استریپ هست! استریپ مانند همیشه استاندارد را رعایت می کند و مخاطب را ناامید نمی کند. جف بریجز در نقش بخشنده سالخورده و با تجربه، بازی بسیار خوبی از خود به نمایش گذاشته است و می توان گفت که بهترین انتخاب ممکن برای این نقش بوده است. برنتون توایتس در نقش جوناس که قهرمان داستان می باشد، می تواند انتخاب خوبی محسوب شود و نوجوانان هم قطعاً از انتخاب او راضی خواهند بود. کتی هولمز هم که پس از جدایی از تام کروز و حواشی بسیاری که این جدایی به همراه داشت توجه رسانه ها را کمتر به خود می بیند و طبیعتاً در سینماها هم روند نزولی را تجربه می کند، در نقش مادر قانع کننده به نظر می رسد. البته بیش از آنکه بازی هولمز در « بخشنده » به چشم بیاید، مشاهده آثار چین و چروک بر روی صورتش می تواند نکته قابل توجهی باشد که نشان می دهد کتی هولمز نسبت به سالهای گذشته بسیار شکسته تر شده است. همچنین در میان بازیگران فیلم می توانید ردپایی از تیلور سوییفت را هم در نقش رزماری بیابید که کار خاصی در داستان برای انجام دادن ندارد اما بهرحال مشاهده اش در جایی به جز استیج های موسیقی و مراسم های موسیقی MTV می تواند که جالب باشد!

«

بخشنده » اثری قابل قبول است که در دنیای سراسر کلیشه نوجوانان قافیه را نباخته و حرف هایی برای گفتن دارد. شاید راز موفقیت ( نسبتاً ) « بخشنده » در این باشد که از رمانی اقتباس شده که یکی از بهترین های دهه ی ۹۰ محسوب می شده و به حدی جالب بوده که در دنیای سینما هم بتواند ” غیر کتابی ها ” را به خود جذب کند. « بخشنده » جامعه آمارنشهری که لوئیس لوری درباره آن نوشته بود را به خوبی به تصویر کشیده است اما اینکه مخاطب بتواند با شخصیت های نوجوان داستان ارتباط برقرار کند و پرداخت نسبتاً کلیشه وار آنان را تحمل کند، سوالی است که فقط با تماشای فیلم می توان پاسخ آن را دریافت. در مجموع فکر می کنم که « بخشنده » به یکبار دیدنش می ارزد.

منابع:

www.persiabook.ir

www.naghdefarsi.com

www.ketabak.org

 

نقدهای منتقدان:

بخشنده بذر یک فیلم خوب است که روی شانه­های فیلم­های هالیوودی بیهوده سنگینی می­کند.

ادی رابرتسون: The Verge

 

بخشنده باور دارد که اگر به بشر شانس دیگری داده می­شد، می­توانستیم بهتر عمل کنیم. می­توانستیم انتخاب­های بهتری داشته باشیم. بعضی­ها اینقدرها هم مطمئن نیستند. ما طرف کی هستیم؟

پائول اسی: Plugged In

 

«بخشنده» به عنوان یک کتاب جلوتر از زمان خود بود. اما به عنوان یک فیلم، بسیار عقب تر.

جو نیومایر: New York Daily News

 

لوری ریسک رمانش را قبول کرد. فیلم قبول نکرد. فیلم بی خطر است، و می بخشید بسیار کسل کننده.

پیتر تراورز: Rolling Stone

 

بخشنده : The Giver

کارگردان : Phillip Noyce

نویسنده : Michael Mitnick

بازیگران :

Jeff Bridges…The Giver

Meryl Streep…Chief Elder

Brenton Thwaites…Jonas

Alexander Skarsgård…Father

Katie Holmes…Mother

Taylor Swift…Rosemary

و…

ژانر : درام

رده سنی : PG-13 ( مناسب برای افراد بالای ۱۳ سال)

زمان : ۹۷ دقیقه

 

تهیه و تألیف مطلب: هانیه احسانی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
Single Sign On provided by vBSSO