خانه / مقالات / نقد و بررسی کتاب شمشیر تابستان – ایده آل برای طرفداران پرسی جکسون

نقد و بررسی کتاب شمشیر تابستان – ایده آل برای طرفداران پرسی جکسون

magnus-chase-wolf

اولین کتاب از سه گانه ی جدید ریک ریوردن،مگنوس چیس و خدایان ازگارد با نام شمشیر تابستان ،برای طرفداران پرسی جکسون ایده آل است.

sword-of-summer-cover-e1443287926867

مگنوس چیس با سختی آشناست. طی دو سال اخیر، از زمانی که هیولاهای وحشتناک به مادرش حمله کردند در خیابون های بوستون زندگی کرده است، شرایط زندگی برایش آسان نبوده اما به نادیده گرفته شدن عادت کرده است.
پس وقتی کسی دنبال او می گردد، احساس شومی به او دست می دهد. دایی اش راندولف، کسی که مادرش در مورد او هشدار داده بود، به مگنوس می گوید که وارث سلاحی به اسم شمشیر تابستان است. و ازگارد، اودین و درخت زندگی؟ همه ی اینها واقعی هستند.
راگناروک در آستانه ی شروع است، و مگنوس خودش را مابین رویدادی افسانه ای پیدا می کند. چقدر بد که برای رسیدن به آنجا باید بمیرد.

نقد و بررسی کتاب “شمشیر تابستان”

جدیدترین سری کتاب ریوردن، یعنی مگنوس چیس و خدایان ازگارد، برای کسانی که به مجموعه ی پرسی جکسون علاقه دارند کتابی ایده آل است. اگر به اندازه ی کافی خوش شانس بودید که سری کتاب های پرسی جکسون و المپ نشینان را وقتی که همسن پرسی بودید بخوانید، داستان تاریک و بزرگانه ترِ مگنوس چیس تغییری خوش آیند برای شمایی که حالا بزرگ شده اید می باشد.
و اگر وقتی یک کم بزرگتر بودید پرسی جکسون را پیدا کردید (مثل من)، از داستان شجاعانه ای که با وقایعی عمیق تر و خطرناکتر سر و کار دارد استقبال خواهید کرد.
اما این طور نیست که بگوییم مگنوس راوی بامزه ای نیست. مطمئنا می تواند حریف قدری برای پرسی باشد، و طنز سیاه به خوبی با شرحیات شوم مگنوس هماهنگی دارد. عنوان های کنایه دار فصل ها دوباره برگشتنه اند(آفرین!) و شما را مایوس نمی کنند. بی شک مگنوس، بعد از پرسی بهترین راوی داستان است.

magnus-chase-nine-realms
تصویری شامل ۹ قلمروی اساطیر نورس.

البته یکی از جذابیت های هر کدام از کتاب های ریک ریوردن اساطیر هستند. در شمشیر تابستان، این نویسنده خدایان کمتر شناخته شده ی نورسی را نیز به اندازه ی خدایان یونانی تفسیر و توصیف می کند و می گذارد با آنها آشنا بشویم. خدایان مثل همیشه خنده دار، بدخلق، سرزنده و به شدت کینه توزند و افسانه هایشان ادامه پیدا می کنند تا زندگی فانیان و جاودانگان را به مانند هم به هم گره بزنند.
راجع به نام خانوادگی مگنوس و خویشاوندیش با انابت چیس، بیشتر از یک رویارویی بین دو نیمه خدا هست. انتظار نداشته باشید داستان های به هم پیوند خورده شان به پایانی خوش منجر بشوند، اما شاید این طوری بهترین باشد. به هر حال هر چه آنابت بیشتر، بهتر.
به طور خلاصه، شمشیر تابستان قسمت اول عالی چیزی هست که احساس خوب یک سری کتاب قدیمی ریک ریودن را به ما می دهد. ممکن است مبارزات به پیروزی رسیده باشند، اما جنگ غیرقابل اجتناب است. تصمیمی که مگنوس می گیرد در آینده می تواند جریان تمام ۹ دنیا را متحول کند.

ترجمه از حمید احمدی.

منبع: دریم رایزانجمن
منبع انگلیسی

۳۲ دیدگاه

  1. مرسی بابت نقد خوبتون
    کاملا معلومه که مگنوس هم مثل پرسی کتاب خیلی جالبیه مخصوصا این که ریکی تجربه بیشتری درمورد سلیقه مخاطببن پیدا کرده

  2. خیلی کتاب خوبیه ولی اونجوری ک مگنوس میمیره خیلی ناجور حس و حال ادم رو میاره پایین ولی بد وقتی میره بهشت و پدرش معلوم میشه داستان دوباره جون میگیره
    خواهش میکنم بزارید ای قسمت از نظر هم ثبت بشه:
    این قسمت به دلیل اسپویل حذف شد.

  3. نگید اسپولر میشه شوق و ذوقش کم میشه. بذارید خودمون بفهمیم

  4. خیلی خوب بود. بازم از این کارا بکنید

    ممنون.

  5. خوب کاری کردین این که اسپویل بشه خیلی بده ذوق و شوق ادم کم میشه

  6. من خوندم و واسم اسپویل شد. ولی فداکاری کردم گفتم

  7. لطفا سرعتتونو بیشتر کنید ماصبر کنیم تا همه فصلا با این روال بیاد همه ش اسپویل شده.

    • نگران سرعت ارائه نباشید،سرعت ترجمه چند برابر شده.
      می تونید هم برید ترجمه ی هزارتو رو بخونید،که حتی ابتدایی ترین نکته های ترجمه رو هم رعایت نکردن

  8. عزیز دلم. خسته نباشین واقعا. من به شدت لذت می‌برم از این که شما اینقدر تلاشگر و مصممی

    فقط برای این که می‌خوام بهتون راهنمایی کنم اگه اجازه بدین چندتا سوال بپرسم:

    ۱- این که شما چند سالتون هست؟ و آیا واقعاً قصد دارید که یه روزی مترجمی بشین که به صورت جدی کار ارائه بدین؟

    ۲- و خب سوال دومم اینه که ابتدایی‌ترین نکات ترجمه چی هستن که تو هزارتو رعایت نشدن؟ چون من هر دو ترجمه رو خوندم

    شما تو ترجمه تون تو پاراگراف اول این ترکیبات رو دارین:
    «دماغای غولا پرواز می‌کنن و یا الف‌های تاریک»
    که خب شما جمع اول رو به صورت «ا» بستی و جمع دوم رو با «ها»

    بعد نوشتی «روزم به اندازه‌ی کافی معمولی شروع شد»
    اصلاً این جمله فارسیه آیا؟

    بعد گفتی «راستی دو سال گذشته رو خونه‌ای نداشتم»

    عزیزم به جای برخورد مغرورانه و از سر بادجوانی، خودت روی فارسی خودت کار کن. من از کاربرای نوجوونی که کم مطالعه دارن انتظار ندارم. ولی شما اگه ادعای کیفیت دارین باید خیلی کار کنین.

    من خودم نویسنده هستم و یه مقدار حرفه‌ای‌تر به این موضوعات نگاه می‌کنم. به هر حال حاضرم که گهگاه بهتون به صورت ایمیلی مشورت بدم تا روی زبان فارسیتون کار کنین. که به نظرم مهم‌ترین توانایی لازمه برای هر مترجمی.
    بعد که از اون مرحله گذشتین می‌تونین من رو هم با خودتون همراه کنیم که بریم با مترجمای دیگه که حقتون رو خوردن دعوا کنیم.

    • سلام.
      ۱- هجده ساله هستم.
      ۲-هر دو ترجمه رو خوندین ولی با متن اصلی هم تطبیق دادین؟ من فقط یکی از ایرادات ریز ترجمه ی هزارتو رو براتون مثال می زنم،اگر قانع نشدید از این موارد بیشتر از ۷-۸ تا هم هست
      His hand was shaking so badly I doubted he was getting a very good
      picture
      دستهاش به شدت میلرزیدن، فکر نکنم تصاویر خوبی گرفته باشه.
      نصفه جمله توی این جمله خورده شده! به اضافه ی این که بومی سازی بیش از حد کاملا توی متن موج می زنه،واقعا تصورش برای من سخته که ببینم ریک ریوردن توی کتابش از کلمات “لامصب” و “غلاف کن داداش” استفاده بکنه.
      نکته ی جالب ترجمه ی اسم مجموعه است که گذاشتنش”مگنوس چیس و خدایان آسگارد“در فیلم های ساخته شده بر اساس اساطیر اسکاندیناوی تلفظ واضحا “ازگارد”هست.حتی توی چندتا دیکشنری هم همین تلفظ رو گذاشته بودند
      کل ترجمه ای که منتشر شده پر از ایراداته ترجمه ایه و با چندتا از مدیرترجمه های دیگه هم که درمیون گذاشتم تایید کردن که کیفیت ترجمشون پایینه.
      الفای تاریک به نظر بنده گردشش توی دهن کمی نامتعارف بود.
      “روزم به اندازه ی کافی معمولی شروع شد” ساختار دستوری درستی داره.
      «راستی دو سال گذشته رو خونه‌ای نداشتم» مشکل این عبارت چیه دقیقا؟
      اگر حرف های بنده رو به دقت می خوندید،متوجه می شدید که گفتم نسبت به ترجمه ی هزارتو کیفیت بهتری داره،نه این که ترجمم نقصی نداره.همون طور که الان دارم برای بار چهارم عرض می کنم،ترجمه ای که پیش روی شما عزیزان هست کیفیت نهایی کار قرار نبوده باشه و حین ارائه دو یا سه بار دیگه ویراست می شده.
      این رو هم بهتون یادآوری کنم که این کتاب کودک و نوجوانه و نثرش هم حالت محاوره داره و باید یه سری از قواعد شکسته بشن،ولی دیگه نه در حدی که نثر نویسنده به کل فراموش بشه.
      بنده رشته ی تحصیلیم ریاضیه،ولی در کنارش درسای تخصصی رشته انسانی هم خوندم،مطمئن باشین که از پس ترجمه ی یه کتاب با نثر ساده برمیام.ضمن این که ویراستارای سایت هم در این موارد به مترجم کمک می کنن.
      در مورد مطالعه ی پایین هم باید بگم که حالا درسته زیاد نخوندم ولی این که بدون شناخت بگید کم، هم بی انصافیه.
      انشالله که به طور کامل سوالاتتون پاسخ داده شده باشه.

  9. نه من باید از دریم رایز این کتاب رو بگیرم. از سایت دریم رایز خیلی خوشم میاد

  10. خواهش می کنم. وقتی سایت به این خوبی هست چرا سایتای دیگه رو دنبال کنیم؟

  11. من روزی ۵ بار ب ه سایتتون سر می زنم. لطفا نقد و بررسی و پست ها دیگه در رابطه با آثار ریک ریوردن بذارین البته بدون اسپویل.

    • تمرکز تیم ترجمه روی اتمام جلد اول مگنوس هست فعلا.
      تعداد مترجما به شدت زیاد شدن و به زوری با دست پر خدمتتون می رسیم.
      در مورد مقاله های نقد هم بعد از این که مگنوس تموم شد(و مطمئن باشین خیلی زود هم تموم میشه)،مقاله های دیگه ای هم می ذاریم

  12. ببینید با اغماض هر دو ترجمه متوسط هستن فقط ترجمه‌ی هزارتو فارسی‌سازی شده و ترجمه‌ی شما گرته‌برداریه و کلمه به کلمه ترجمه شده:

    روزم به اندازه‌ی کافی معمولی شروع شد.

    این جمله از نظر سمنتیکال درسته ولی از نظر سینتکتیکال اتفاقاً بی‌معنیه. یعنی در برگشت کلمه به کلمه در ذهن به انگلیسی تازه معنی ترکیبی و نحوی جمله درست می‌شه. به عبارتی شما این جمله رو به یه فارسی زبان نشون بدید کلمه به کلمه درک می‌کنه منتها معنی کلیش به ذهن مبادرت نمی‌کنه. به اندازه‌ی کافی عادی یعنی چی؟ normal enough رو دیگه یه مترجم باید بدونه یعنی کاملاً عادی. و این دقیقاً فرق گرته برداری و ترجمه‌ی صحیحه. کسی که به موضوع صرف و نحو تسلط داشته باشه در هر دو زبان مبدأ و مقصد می‌تونه این موضوع رو متوجه بشه.

    در مورد گرته برداردی هم باید بگم که کار فارسی ای نیست.یعنی مترجم خوب کسی نیست که کلمه به کلمه ترجمه کنه. یا گرته برداری از قواعد دستوری انجام بده. مترجم خوب کسیه که به زبان مقصدش تسلط بالایی داشته باشه که به نظرم ترجمه‌ی دریم رایز یه همچین چیزی رو نشون نمی‌ده.

    مثلاً اولین بخش همین کتاب:

    Yeah, I know. You guys are going to read about how I died in agony, and you’re going be like, ‘Wow! That sounds cool, Magnus! Can I die in agony, too?’
    No. Just no.

    شما آخرین جمله رو ترجمه کردید: نه. فقط نه.
    هزارتو ترجمه کرده: نه فکرشم نکن.

    این یعنی آقای دیانت مهر متوجه شده معنی این جمله رو و در ضمن ارتباطش رو با کلیت پاراگراف متوجه شده. شما صرفاً کلمه به کلمه ترجمه کردید که مایه‌ی مباهات نیست. اتفاقاً اون چیزی که دارید ازش اشکال می‌گیرید یعنی فارسی بودن ترجمه‌ی هزارتو نقطه‌ی قوت ترجمست و این که شما کلمه به کلمه ترجمه بکنی که هیچ جایی افتخار محسوب نمی شه. شما برید ترجمه‌های مترجمین بزرگ ایران مثل صالح حسینی و سروش حبیبی و کریم امامی رو نگاه کنید هیچ کدوم به کلمه به کلمه ترجمه کردن ننازیدن اینطور که شما بهش افتخار می کنید.

    حالا شما می تونید هی جنجال به راه بندازید و گوش ندید اصلاً من دارم چی می‌گم ها. ولی خب یه ترجمه‌ی وبی این قدر شلوغ کاری نداره. اگر ترجمه‌ی تامس هابز یا چاوسر یا ماکیاولی بود هم اینقدر جنجال نداشت.

    • دستکاری توی ترجمه حدی داره!الان به هر مترجمی که اشکالات شما رو نشون دادم داشت می خندید بهتون.اکثرشون هم از مترجمای با سابقه و مدیر ترجمه ی سایتای دیگه بودن که نگید طرف ما هستن.
      یه نکته ای هست اینه که شما جواب بنده در مورد اشکالاتی که به ترجمه ی هزارتو گرفتم رو ندادین،حالا اون قبلیا رو هم به خاطر شما نادیده می گیرم اینا رو چی می گید؟
      ترجمه ی هزارتو:
      توصیف مادرم کار سختیه.برای این که واقعا بدونید ناتالی چیس کیه باید ملاقاتش کنید.همیشه به شوخی می گفت جانور درونش تینکربل از فیلم پیترپن.اگه بتونید تینکر بل رو سی و خورده ای ساله،بدون بال،با لباس پشمی و شلوار جین تصور کنید،تصویر خوبی از مادرم توی ذهنتون اومده
      متن اصلی”
      t’s hard to describe her. To really understand Natalie Chase, you had to meet her. She used to joke
      that her spirit animal was Tinker Bell from Peter Pan. If you can imagine Tinker Bell at age thirty-
      something, minus the wings, wearing flannel, denim and Doc Martens, you’ve got a pretty good
      picture of my mom
      در ترجمه ی شما کلمه Doc Martens اصلا نیومده!یعنی هرجا دیدین راحت نیستین متن رو کم وزیاد کردید! Doc Martens یه فروشگاه لباس معروف هست. لابد اینم به بهونه ی فارسی سازی حذف کردید!
      مورد دیگه:
      ترجمه ی هزارتو:
      با یه صدای جیغ بین چشمهای سرت برخورد کرد
      متن اصلی:
      It hit Surt between the
      eyes with a cheerful squeak, fell to his feet and promptly melted
      جدای از ترجمه ی غلط،اصلا کلمه ی cheerful رو ترجمه نکردید،واقعا فارسی سازی و ترجمتون احسنت داره!
      متن اصلی:
      His hand was shaking so badly I doubted he was getting a very good
      picture
      ترجمه ی هزارتو:
      دستهاش به شدت میلرزیدن، فکر نکنم تصاویر خوبی گرفته باشه.
      ترجمه ی صحیح :
      دست هاش اینقدر می لرزیدن که شک دارم عکس خیلی خوبی گرفته باشه.
      ترجمه ی هزارتو:
      اون به اصطلاح شمشیر رو به سمت سرت گرفتم. «غلاف کن، داداش. من یه تکه فلز خورده شده دارم که ترسی هم ندارم ازش استفاده کنم
      متن اصلی:
      I pointed my once-might-have-been-a-sword at Surt. ‘Cool down, man. I have a corroded piece ofmetal and I’m not afraid to use it.’
      متن اصلی از واژه ی man استفاده کرده، شما از داداش؟! اگر نویسنده ی اصلی می خواست از واژه ی داداش استفاده بکنه از کلمه ی “bro”استفاده می کرد! غلاف کن رو هم حرفی ندارم بزنم!
      اوج ترجمه شما اینجاست:
      As I got older, it embarrassed me,
      ترجمه ی هزارتو:
      وقتی کوچیک بودم این قضیه یکم من رو خجالت زده می کرد
      older یعنی بزرگتر!شما کوچیکتر ترجمه کردی

      این فقط چند مورد جزئی توی یکی دو فصل بود ،۱۰ مورد دیگه هم بخواید براتون میارم.
      ضمن این که از آقای دیانت مهر حرف زدید،تا جایی که یادمه ایشون مترجمی نبودن که سر یه کتاب با نثر راحت از این اشتباهات فجیع توی کارشون باشه.احتمالا ویراست کار به شدت به ترجمه لطمه زده.
      در مورد ایرادی که به ترجمه ی ما گرفتید:
      این جمله:
      No. Just no.
      اگر نویسنده می خواست بگه” نه فکرشم نکن”،میومد از معادل انگلیسی این عبارت استفاده می کرد،نه این که بیاد بگه”No. Just no.”.فک کنم شما ویراستار خود ریک ریوردن هم بودید،چون انگار بهتر از خود نویسنده مفهوم جمله رو می دونین.!
      وظیفه ی مترجم رسوندن متن نویسنده بدون کم و کاسته،نه این که هرجا خواسته کم و زیاد کنه.
      ترجمه ی جایگزینی فقط در مورد اصطلاحات کاربرد داره نه کل متنا!
      در کل اگر ترجمتون خرابه سعی نکنید با استفاده از اصطلاحات زبان شناسی و کلمات قلنبه سلنبه کم کاری خودتون رو بپوشونید.

  13. ببخشید که اینو میگم بلاد انجل اما من همین ترجمه رو دوست دارم فکر نکنم بقیه هم بدشون بیاد.ادم خودشو تو امریکا حس میکنه و میتونه فرهنگ اونا و مدل صحیتشونو بفهمه. یه جورایی عین سفره

  14. با این که من نهکارشناسم نه نویسنده ولی فکر میکنم فارسی سازی حدی داره و من از قبل با ترجمه هزارتو اشنایی دارم.به نظر من دریم رایز یه چیز دیگه است.درضمن بر فرض محال اگه هزارتو بهتر هم باشه شما با کارای قبلیتون ما رو از خودتون روندین.

  15. ببینید بحث من سینتکس و سمنتیکس بود. اگر متوجه نیستید منظورم رو (که با توجه به جوابی که دادید معلومه متوجه نیستید) من بحثی ندارم با شما. ولی خوب نیست آدم وقتی ایرادی ازش می‌گیرن و درستش رو براش توضیح می‌دن مقاومت بی‌جا بکنه. بحثی توش نیست که مقتضی سن شماست که الان در برابر حرف من مقاومت نشون بدی منم سن شما بودم همیشه ناراحت می‌شدم اگر کسی می‌گفت کارم اشتباهه. همین الانش هم ناراحت می‌شم. منتها مقاومت شما یکم اشتباهه به نظرم. دیگه هر کسی می دونه :”نه. فقط نه.” معنی نداره اصن و گرته برداری محسوب می شه. و گرته برداری در زمان ترجمه خیلی اشتباهه. ولی خب بازم به نظرم هدف شما یاد گرفتن نیست وگرنه حداقل گوش می‌دادید من دارم چی می‌گم من نه قصدم طرفداری از ترجمه‌ی هزارتوئه نه پاک کردن اسم مترجم و ویراستار. که خب شما با دست و دلبازی هرطور دوست دارید توهین می‌کنید و نسبت می‌دید که خب دور از شأن شماست. به هر حال جزو اصحاب ادبیات هستید و برای بزرگ کردن اسم و جنجال کردن نیومدید. دغدغه‌ی شما کتابخوانیه.

    سوال من اینه که شما موضوع گرته برداری و موضوع تجزیه و ترکیب رو رعایت نکردید در ترجمه‌ی این جمله و یه سری جملات دیگه. شما می گید ترجمه‌ی اونا که بدتره. منم می‌گم بله هر دو ترجمه متوسطه. منتها دیگه این مقاومت شما در برابر یاد گرفتن رو درک نمی‌کنم…

    • والا نمی دونم چرا می گید توهین،به نظر شما ایرادات کسی رو گفتن توهینه؟
      این جمله ی نه،فقط نه رو من به چندین نفر نشون دادم والا همه مفهوم رو می گرفتن،فقط اینجا برای تاکید و تشدید روی نه و انجام ندادن کار میاد،به نظر شما توی انگلیسی برای فکرشم نکن معادل نیست؟پس چرا نویسنده میاد از جمله نه،فقط نه استفاده می کنه؟والا من از کاربرا که پرسیدم کسی مشکلی با این جمله نداشت،بله میشه معادل بهتری به کار برد،ولی این که سر این جمله کل ترجمه رو زیر سوال ببرید کار درست و منطقی ای نیست.
      این مورد سینتکس و سمنتیکس هم همون صرف و نحو نیست احیانا؟
      بله تا حدی حق با شماست دقیقا نباید متن اصلی رو برگردوند،ولی دیگه نبایدم با خاک یکسانش کرد،
      حالا نمی دونم اتفاقیه یا نه ولی نام کاربری شما با ویراستار کتاب یکیه،انشالله که اتفاقی باشه.
      و خب یه چیزم هست ندیدم به ترجمه ی هزارتو انتقادی داشته باشین،لطفا اگه انتقاد می کنید دو طرفه باشه

  16. بله بنده ویراستار فنی کتاب هستم. من علائم نگارشی و رسم‌الخطی این کتاب رو درست کردم 🙂 برای چی انشالله اتفاقی باشه؟ مگه مشکلی هست؟ من بازم می‌گم به نظر من ترجمه‌ی هر دو سایت متوسطه. و به نظرم یه ترجمه‌ی فرومی اینقدر جنجال نداره که شما درست کردید. در مورد ترجمش هم به نظرم با آقای دیانت‌مهر صحبت کنید. برای این هم نیومدم که گناه ترجمه‌ی سایت هزارتو رو بشورم راستش. برای این اومدم که ببینم چرا اشکالی که بر شما وارده رو با این شدت و حدت به دیگران نسبت می‌دید. من فکر نمی‌کنم دشمنی خاصی بین شما و هزارتو وجود داشته باشه. براساس منطق عام هم وقتی هزارتو در شورا نقشی نداره و لیست ترجمه‌ی کسی رو ندیده که اشکالی برش وارد نیست. خلاصه این که اگر شما منصفانه بررسی کنید باید قبول کنید که هر دو ترجمه نیاز به بهبود داره. (البته من قصد ندارم بیام و مدرک بیارم و بگم این و این و این. صورت خوشی نداره و مناسب فعالیت فرهنگی نیست.)
    خوشحال شدم باهاتون صحبت کردم. تجربه‌ی خوبی بود و دید من رو بازتر کرد.

    امیدوارم در ادامه‌ی ترجمه هم موفق باشید.

  17. اگه هزار تو مترجم قوی ای بود، دوساله که خونه هادس انتشار شده ترجمه می کردن.
    در ضمن مگه اومدن هزار تو رو مچبور کنن که تو شورا نباشه. خودشون خواستن. منت نزارن!!!

  18. در ضمن اگه هزار تویی ها این قد به خودشون مطمئنن نظرای مردم رو که توشون انتقاد هست تاید کنن تا نمایش داده بشه. من چند تا نظر گذاشتم و نشون داده نشد؟؟؟

  19. جناب بلاد انجل اگه توهینی شد عذر میخوام.من حتی رفتم که ترجمه شما رو دانلود کنم اما وقتی توی چند نظر اول طرز برخورد مترجمو دیدم پشیمون شدم
    اینجا حداقل بکم احترام دریافت میکنیم

  20. دعوا نکنید 😀
    ترجمه ی خوبی بود و خیلی کتاب رو دوست داشتم.
    ثور خیلی عوضی بود، اودین خیلی باحال بود و لوکی یه کمی کاراش نمایشی بود
    امیدوارم تو کتاب بعدی درباره ی سیف و فریگا و سیجین هم بنویسه.

  21. سلام ترجمه دریم رایز عالی بود و عالی تر از اون سرعت ترجمه بود چون اکثر وبسایت های مترجم سرعت بسیار پایینی دارن خیلی خیلی ممنون

  22. من ترجمه رو دوست داشتم و خسته نباشید دارید ، راستش من متن اصلی رو خوندم و واقعا چیز خاصی نبود که سرش دعوا کنید و مخصوصا سر no just no چون هر دو ترجمه یک معنا رو میدن و این بستگی به مترجم داره که با توجه به متن اون رو چطور بکار ببره !!! با این حال روون بودن کل ترجمه مهمه و مطمئنا هر فرد توی هر ترجمه با توجه به سبک نگارش نویسنده تجربه جدیدی کسب میکنه و انصاف نیست فقط از اشتباهات بگیم ،باید نقاط قوت هر مترجم رو بگیم تا به کار تشویق بشه!!!

  23. دستتون درد نکند! هم سرعت تون خوب بود هم کیفیت ترجمه

  24. لطفا زودتر چکش ثور رو ترجمه کنید

  25. سلام واقعا عالی بود ولی یه سوال؟ مگنوس چیس ۲ هم اومده؟ منظورم کتاب اصلیه،اگه اومده میدونید از کدوم سایت میشه رایگان گرفتش؟
    متشکرم

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

bigtheme
Single Sign On provided by vBSSO